خبرگزاری پرخبر
خبر های جدید دنیا از دیجیتال تا آنالوگ , سیاسی ,اجتماعی ,مذهبی,اقتصادی
به وبلاگ خبرگزاری پرخبر خوش آمدید
حرف اول
مشکل اصلی ما ، رسیدن به جواب قبل از سؤال و رسیدن به آب قبل از عطش است. اینکه قبل از رسیدن به معنا ، به کلمه رسیده ایم و باد کرده ایم و قلمبه ، در گوشه ای نشسته ایم.
 
حرف دوم

مشکل دیگر این است که مذهب ومکتب مثل یک بسته آماده به ما داده شده ( به ارث رسیده )


و سخت ترین کار برای ما هضم کردن آن است. قبول کردن چیزهایی که نمی فهمیم و ربطش را به خود نمی دانیم و انجام آنچه که نفع و ضررش را نمی بینیم. شاید گروهی اندک به خاطر تجارتی ، بهشتی ، یا ترس از عذابی . ( مثلا اینکه: لا اله الا الله ، من هر چه فکر می کنم با خودم نمی فهمم اینکه اصلا خدایی باشد یا نباشد یا چهار تا باشد به من چه ربطی دارد و چه تاثیری بر من می گذارد ) در حالی که ما از این غافلیم که دین لازمه حیات طبیعی نیست! مکتب برای "انسان" : همان موجودی که استعدادهای عظیم خود را شناخته و آنها را به تکامل رسانیده و حال با شناخت این همه عظمت و در مقابل آن ، عدم نیاز به آن ها در حیطه زندگی معمولی ، به پوچی رسیده و " نیاز" به مکتب را در خود می فهمد، است.

شاید مکتب با راه کارهایش و آن روش سلوکی که ارائه می دهد انسان را با استعدادهایش آشنا می کند ، یا آنها را تکامل می بخشد یا روش مدیریت آنها را می آموزد یا سمت و سوی بودن را می نماید. ولی از کجا باید آغاز کرد؟؟؟ آیا قبل از اینکه بدانیم که وجودمان ، جز جسم ، روحی دارد و آن روح نیازی و برای تامین آن نیاز نماز می خوانیم ، نماز را بخوانیم ، به امید روزی که بفهمیم برای چه نماز می خواندیم؟؟؟ یا اینکه نه ، اول گرسنه مان می شود بعد سراغ غذا می رویم؟ چطور اول انسان و این نیروها و استعدادهای عظیمش را بشناسیم و از روابط و نیازهایش آگاهی بیابیم ، بعد سراغ بایدها و نبایدها برویم؟ چه کنیم که به شناخت برسیم تا نمازمان سجده به دیوار و باورهامان "یقین الکی" نباشد... می توان به خداپرستی "عادت" کرد ولی این نوع ایمان با ایمان به بت ِ بت پرستان هیچ فرقی ندارد: بدون برهان می پرستیم همانطورکه پدرهامان می پرستیدند...
پس راه قرآن:
تقوی ----< فرقان ----< شناخت
ویا راه آیت الله بهجت:
انجام واجبات ، ترک محرمات
برای رسیدن به معرفت ، بدرد نمی خورد؟؟؟
 
حرف سوم
راه عملی شناخت چیست؟
ربنا الذی اهدی کل شی ء خلقه ثم هدی
خدا همانی است که هر موجود را خلق کرده و متناسب با هر موجود هدایتش را بر او قرار داده. برای انسانی که هنوز ظلوم و جهول و هلوع و منوع و جزوع است ، هم ابزاری است. اولین ابزار جابجا شدنش پا و اولین ابزار دیدنش چشم است. ولی اولین ابزار شناختش چیست ؟ عقل...؟؟؟ آیا عقل تنها یک ابزار است یا مثل یک تابع ، ورودی و خروجی دارد؟ آیا نقد ترین راه برای رسیدن به شناخت ، عقل است؟ آیا نتایج آن اصیل است یا اعتباری؟ معیار بر صحت آنچه عقل می فهمد چیست؟ و معیار بر درستی آن معیار کدام است؟؟؟
 
حرف چهارم
و آخر دعواهم ان الحمدلله الرب العالمین
چرا آخرین مرتبه و مرحله ایی که انسان به آن می رسد شاکر و ذاکر بودن است؟ آیا اصلا توقع ِ شکر و نماز و دعا از انسان معمولی با عقل جور در می آید؟؟؟


موضوع مطلب : دست نوشته های من

درباره وبلاگ
خبرگزاری پرخبر

با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ خبرگزاری پرخبر خوش آمدید.

نويسندگان
صفحات وبلاگ
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر

کلیه حقوق این وبلاگ برای خبرگزاری پرخبر محفوظ است